عبد الرضا سالار بهزادى

345

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

ارتقاء درجه خواهد بود . از اين جهت مىدانم براى ايشان خيلى سخت و شاق مىگذرد . وضعى حالت ايشان را داشته باشيد كه مرارت و غصه و اندوه فوق العاده دست ندهد . اگرچه كرب فوق العاده همين بود كه رخ نمود . زياده حاجت اينكه به سركار تأكيد در اين خصوص شود نيست . همواره سلامتى و فرمايشات را مترصد است . ايام رفعت مستدام باد » . 144 پاكتى است حاوى يك نامه از نصرت لشكر به حاجى اسعد الدوله در بم يا نرماشير و ريگان و به تاريخ 7 شهر رمضان از كرمان . متن نامه : « تصدقت شوم چند وقت است تعليقه از سركار عالى زيارت نشده و با اينكه عريضهء مفصل عرض كرده‌ام و به واسطهء غلامحسين بيك نايب قطب‌آبادى انفاذ خدمت داشته‌ام جوابى مرقوم نفرموده‌ايد و آن عريضه مطلب محرمانه داشت ، نمىدانم رسيده است يا نرسيده ، ان شاء اللّه به زودى مرقوم فرمائيد . پريروز مراد سرباز قطب‌آبادى را غلامحسين بيك نايب فرستاده بود كه سركار امير الامراء آقاى حاجى اسعد الدوله دام مجده العالى تغيّر فرموده‌اند كه چرا من برات نياورده‌ام ، البته زود برات را ارسال فرمائيد . ديروز و پريروز به هزار خون جگر و زحمت براوت را گرفتم و تا صبحى نزد عزب دفتر بود ، صبحى گرفته اينك لف پاكت عريضه انفاذ خدمت داشتم ، از لحاظ مبارك خواهد گذشت . پريروز صبح يكشنبه 5 شهر رمضان مرحمت پناه اميرنظام فوت شدند . خداوند ايشان را مغفرت فرمايد . صبحى كه سه شنبه بود ايشان را حسب وصيت ايشان با تخت روان ماهان بردند كه در مزار كثير الانوار حضرت شاه ولى نور اللّه مضجعه دفن نمايند . در باب حكومت كرمان . . . 491 هركس گمانى مىكند ، تا جواب تلگراف كه ديروز صبح زده شد برسد ببينيم چه حكم فرموده‌اند . همه روزه به صدور تعليقه‌جات خرسندم فرمائيد . ايام اجلال مستدام باد » . نقش مهر پشت نامه : « نصرت لشكر » . ظاهرا دوران حكومت آصف الدوله و اميرنظام و در معنى سلطنت مظفر الدين شاه دوران افول قدرت اسعد الدوله در دستگاه حكومتى بوده است . آصف الدوله خود مدعيانى بسيار به همراه آورده بود و لاجرم به خاطر باز كردن جاى آنان و نيز سعى در كاهش نفوذ فرمانفرما در ايالت كرمان و بلوچستان ، اكثر امرا و حكام قديم منجمله اسعد الدوله را خانه‌نشين نمود . اميرنظام حكومتش دوامى نيافت و پيك مرگ به او مجالى نداد ، و تازه در همان چند ماههء حكومتش نيز آنچنان ضعف پيرى بر وى غالب بود كه كارها در دست ديگران تمركز يافت . از جملهء اين ديگران يكى نيز ميرزا حسين خان عدل السلطنه اسفنديارى پسر مرتضى قلى خان وكيل الملك ثانى بود كه اينك دوران ترقى را آغاز نموده و در حكومت اميرنظام فرماندهى قشون كرمان را برعهده داشت . عدل السلطنه را معنا و باطنا صفاى چندانى با اسعد الدوله و خاندان وى نبود ، چرا كه خيل